حجت الاسلام محمدباقر فرزانه
گزارش زهره رنگ آمیز
حجتالاسلام و المسلمین محمدباقر فرزانه، دبیر شورای عالی حوزه علمیه خراسان، که از دوران نهضت امام خمینی (ره) تا آخرین روزهای حیات رهبر شهید، در رکاب ایشان بوده است، در گفتگویی مفصل، از جنبههای ناگفتهی دانش قرآنی، هوشمندی سیاسی و روحیه مبارزاتی این چهره ماندگار پرده برمیدارد.
در تاریخِ جریانهای اسلامی، شخصیتهایی وجود دارند که مرز میان «فقه»، «سیاست» و «تفسیر» را در هم میآمیزند تا الگویی از «اسلامِ عملگرا» بسازند. رهبر شهید انقلاب اسلامی، یکی از این معدود شخصیتهایی است که زندگیاش، فراتر از یک سیره شخصی، به یک «سیره انقلابی» بدل شده است. آنچه در ادامه میخوانید، حاصلِ روایتِ یکی از کسانی است که نه تنها شاهدِ حضور ایشان در صفوف مقدم مبارزه بود، بلکه در کلاسهای درسِ ایشان، از نوری که بر ذهنهای جوانی میتابید، بهرهمند شده است. حجتالاسلام و المسلمین محمدباقر فرزانه، امام جمعه موقت مشهد و دبیر شورای عالی حوزه علمیه خراسان، در این روایت، ابعاد مختلفی از شخصیت رهبر شهید را از منظرِ یک همسنگر و شاگرد بازگو میکند.
از سالهای پرآشوب تا پیوند در دل زلزله
روایتِ آشنایی با رهبر شهید، به دوران پیش از پیروزی انقلاب بازمیگردد؛ زمانی که فضای کشور تحت سیطرهی استبداد، فرصتی برای نفوذ اندیشههای اسلامیِ اصیل فراهم نمیکرد.
فرزانه تعریف میکند که ارتباط ایشان با رهبر شهید از سال ۱۳۴۶ یا حتی پیش از آن آغاز شده بود، اما پیوندِ عاطفی و فکریِ آنها در یکی از دشوارترین لحظات تاریخی، یعنی در پی زلزله سال ۱۳۴۷ در شهرستان فردوس، عمیقتر شد. حضور در میان مردم در آن روزهای سخت، بذرِ انس و الفتی را کاشت که تا سالهای پرفراز و نشیبِ دوران مبارزه، هرگز از بین نرفت. این رابطه در دوران فعالیتهای تبلیغی تا دوران سختِ زندان نیز تداوم داشت.وی با یادآوری دورهای که در آن، آموزشهای ویژه اسلامی برای افراد محدودی برگزار میشد، میگوید: «من در آن دوران، نه تنها از ایشان در مباحث تخصصیِ علمی همچون کتابهای «رسائل» و «کفایه»، بلکه در عرصهی حیاتیِ «الفبای سیاست» و «مسائل فرهنگی» نیز بهرهمند شدم.» این یعنی رهبر شهید از همان سالهای نخست، مسیرِ ترکیبِ «علمِ اصول» با «دانشِ سیاست» را برای شاگردان خود هموار میساختند.
مثلثِ مقاومت در مشهد؛ نبضِ مبارزه علیه استبداد
مشهد در دوران پیش از انقلاب، یکی از کانونهای اصلیِ فعالیتهای ضد استبدادی بود. در این میان، حجتالاسلام و المسلمین فرزانه، هستهی مرکزی مبارزات مشهد را سه قطب میبیند: مرحوم آیتالله طبسی، شهید هاشمینژاد و رهبر شهید انقلاب. این سه نفر، با تکیه بر اندیشهی امام خمینی (ره)، توانستند فضای مذهبی مشهد را به یک سنگرِ سیاسی-اسلامی تبدیل کنند.
فرزانه با تأکید بر تأثیر عمیق رهبر شهید بر شکلگیری ذهنیت انقلابی خود، از جلسات تفسیر قرآن و نهجالبلاغه در مسجد «کرامت» و مسجد «امام حسن مجتبی (ع)» میگوید. او این جلسات را «خاص و پرمحتوا» توصیف میکند؛ جلساتی که در آن، علم و سیاست چنان با هم گره خورده بودند که طلبه و دانشجو، نه تنها صرفاً به دنبال یادگیری قواعد فقهی، بلکه به دنبال یافتنِ «وظیفه زمانه» بودند.
متخصصِ قرآن؛ وقتی شهید مطهری به تحسین مینشیند
یکی از شاخصترین ویژگیهای رهبر شهید که در این گفتگو به تفصیل به آن پرداخته شده، تخصصِ بیرقیب ایشان در علوم قرآنی است. حجتالاسلام و المسلمین فرزانه روایت میکند که جلسات تفسیر قرآن ایشان در مشهد، از یک گروه کوچک ۶ نفره در مسجد «صدیقیها» آغاز شد و به سرعت گسترش یافت، تا جایی که در مدرسه «میرزا جعفر»، بیش از ۵۰۰ طلبه و دانشجو در جلسات ایشان شرکت میکردند.
شدتِ حضورِ مردم و اشتیاقِ آنها به قدری بود که حتی وقتی جلسات در فضای داخلی مدرسه برگزار میشد، صفوفِ مخاطبان تا پشت درهای مدرسه امتداد مییافت و افراد در فضای بیرون، با شنیدنِ کلامِ ایشان، خسته نمیشدند. ویژگیِ تفسیرِ ایشان، تکیه بر اصول و منابع اصیل بود؛ روشی که به تعبیر حجتالاسلام و المسلمین فرزانه، «روش تفسیریِ استخراجشده» است.
شاهدِ اصلیِ این توانمندی، کلامِ بزرگانِ اندیشه است. حجتالاسلام و المسلمین فرزانه به خاطرهای از یک شب در تهران اشاره میکند؛ در میان نماز مغرب، در حالی که شهید بهشتی و شهید مطهری نیز حضور داشتند، رهبر شهید نماز را اقامه کردند و پس از آن، به زیبایی و با دقتِ بسیار، به ترجمه و تفسیرِ سوره «صف» پرداختند.
پس از پایان سخنان ایشان، شهید مرتضی مطهری با لحنی که نشان از تحسینِ عمیق داشت، فرمود: «آقای خامنهای یک متخصص در قرآن است.» این جمله، گواهی بر آن است که تخصصِ ایشان، فراتر از یک مهارتِ آموزشی، یک «شهودِ علمی» بود.
روحیه مبارزاتی؛ زندگی بر مدارِ مجاهدت
اگر بخواهیم از منظرِ روانشناختی و رفتاری به شخصیت رهبر شهید بنگریم، واژه «نشاط» و «استقامت» تکرار شوندهترین کلمات هستند.حجتالاسلام و المسلمین فرزانه با اشاره به بیش از ۵ بار تبعید و زندان رفتنِ ایشان، تأکید میکند که ایشان هرگز از مبارزه خسته نمیشدند. برعکس، همواره با روحیهای پرانرژی و سرزنده، در مسیرِ رسیدن به هدف گام برمیداشتند.وی میگوید: «ایشان اعتقاد عجیبی به امام خمینی (ره) داشتند و همواره میگفتند که اندیشه من، تنها قطرهای از دریای اندیشه امام است.» این فروتنیِ همراه بادانش ، ایشان را به یک «مربیِ بزرگ» بدل کرده بود. رهبر شهید تواناییِ فوقالعادهای در شناساییِ نیروهای مستعد و هدایتِ آنها داشتند. حجتالاسلام و المسلمین فرزانه در این بخش، از ظرفیتِ تربیتگریِ ایشان میگوید و یادآور میشود که چگونه ایشان، نیروهایی همچون سردار شهید سلیمانی را در مدارِ انقلابی تربیت کردند؛ یعنی همان کسانی که «دستپختِ اندیشه امام» بودند.
زعامت و تبیین معارف؛ باز شدنِ درهای حقیقت
در بخش پایانی این گفتگو، بحث به سمتِ جایگاهِ رهبری و زعامتِ ایشان کشیده میشود. فرزانه معتقد است که ویژگیِ منحصربهفرد رهبر شهید، تنها در دانشِ فقهی یا تخصصِ قرآنی ایشان خلاصه نمیشد، بلکه در «زمانشناسی» و «زعامتِ ماندگار» ایشان نهفته است. او با مقایسهای تاریخی میگوید: «همانطور که اگر امیرالمؤمنین (ع) زعیمِ جامعه نبود، ما امروز نهجالبلاغه را نداشتیم، ۳۷ سال زعامتِ رهبر شهید نیز زمینه را برای گشودنِ درهای معارفِ اسلامی فراهم کرد.» به باور او، در دورانِ هدایت و زعامت است که معارفِ اصیل از حالتِ تئوری خارج شده و در ساختارِ یک جامعهِ بزرگ، تجربه و تبیین میشوند.
فرزانه در پایان، با نگاهی به آینده، هشدار میدهد که اگر میخواهیم اصالتِ این حرکتِ انقلابی حفظ شود، باید بر «تفکرِ راهبرِ» آن تمرکز کنیم.
او معتقد است که اندیشهی رهبر شهید، یک «اسلامشناسیِ درجه یک» است که شاید امروز به اندازه کافی شناخته نشده باشد، اما قطعاً در آینده جایگاهِ جهانی و بنیادین خود را در جهانِ اسلام نشان خواهد داد.
شما چه نظری دارید؟